طبيعيدانان است: ماركوپولو (سيزدهم ـ 2)؛ جوواني مونتهكوروينويي (سيزدهم ـ 2)؛ اُدوريكو دا پوردنونه، در خاور دور بسياري چيزها ديد كه از نظر پولو پنهان مانده بود (قبلاً به بسياري غفلتهاي عجيب وي در جريان كنجكاويهايش اشاره كردهايم،
مقدمه، 2، ص 1917)، و نيكولو دا پرگيبونسي در هنگام سفر به ارض مقدس به جانوران عجيب توجه داشت، وي اغلب تمايل داشت دراينباره به افسانههاي خيالي گوش سپارد.
2. اسپانيا و پرتغال. الفضل للمتقدم؛ شاه خوبْ دينيش آزاده (سيزدهم ـ 2) كه تا سال 1325 زندگي و پادشاهي كرد، آغازگر بسياري از بهترين جنبههاي فرهنگ پرتغال بود، كه بهويژه طبيعيدان را جلب ميكند. بيشك او به شيوهاي عملي آموزگاري بزرگ در علم مزرعهداري بود؛ روشهاي كشت را بهتر ساخت و در كرانههاي بخش لريا بيشههاي كاج ايجاد كرد (در استرمادورا). اين كار در وهلهٴ نخست براي پيشگيري از حركت ريگهاي روان صورت گرفت تا زمينهاي حاصلخيز افزايش يابد،1 ولي بعدها، الوار درختان آن بيشهها در ساختن كشتيها بهكار آمد (و اين را دينيش نميتوانست پيشبيني كند) كه براي گسترش مستعمرههاي پرتغال بدانها نياز بود. پرتغاليِ درخورِ ذكرِ ديگر، گيرالدِس پزشك دينيش است كه رسالهاي در مرغداري نوشت.
بزرگترين نويسندهٴ اسپانيايي در اين عصر، شاهزاده خوان مانوئل كاستيلي بود كه قديمترين كتاب را در زمينهٴ شكار بهزبان كاستيلي نوشت.
3. فرانسه. بهنظر ميرسد دانشمندان فرانسوي كمتر به طبيعت توجه داشتند. ويتال دوفور فرانسيسي تاحدي از اين جهت استثنا بود، يعني اگر يكي از كتابهايي كه بهنام اوست، تحت عنوان دربارهٴ تندرستي، واقعاً از او باشد. به هرحال، موٴلف آن كتاب نسبت به طبيعت كنجكاوي نشان داده است.
پيشازاين گفتيم كه پترارك در سال 1336 به كوه وانتو صعود كرد. ممكن است در صعود به همين كوه، بوريدان با او رقابت داشته و احتمالاً بر او پيشي گرفته باشد.
4. آلمان. گزارش مربوط به آلمان هرچند مختصر، ولي بسيار چشمگير است. ابرهارد فون وامپن منظومهاي تعليمي به زبان آلماني سفلا نوشت به نام آيينهٴ طبيعت. ولي نخستين نويسندهٴ بزرگ علمي در آلمان كنراد مگنبرگي اهل باواريا بود كه
كتاب طبيعت او درحدود 1350 تأليف شد و آن ترجمهٴ آزادي از طبيعت اشيا
تأليف توماس كانتمپري (سيزدهم ـ 1) بود. اين كتاب يكي از برجستهترين آثار علمي سدههاي ميانه به زبانهاي محلي اروپاست.
بيزانس
توجه مردم عادي به موجودات زنده در قصههاي مربوط به جانوران و گياهان ديده ميشود كه به